زعفرون

زعفرون یا همان زعفران

به روز خجسته سر مهر ماه به سر برنهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشت از بدی گرفتند هر کس ره بخردی
دل از داوری‌ها بپرداختند به آیین، یکی جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان، شادکام گرفتند هر یک ز یاقوت، جام
می‌روشن و چهرهٔ شاه نو جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست تن‌آسانی و خوردن آیین اوست
اگر یادگارست از او ماه مهر بکوش و به رنج ایج منمای چهر

هیچ محصولی یافت نشد.